غزل شمارهٔ 2240
Poet: Saib
Toggle stanza 1به چشم من فلک یک چشمخانه است
11
به چشم من فلک یک چشمخانه است
که انسان مردمک، نور آن یگانه است
22
نباشد چون سبکرو توسن عمر؟
که هر موج نفس چون تازیانه است
33
بود در زیر لب، جان عاشقان را
که جای رفتنی بر آستانه است
44
گناهان را ز خردی سهل مشمار
که خرمنهای عالم دانه دانه است
55
چنان غفلت ترا مدهوش کرده است
که خواب مرگ در گوشت فسانه است
66
به غیر از آه، مکتوبی ندارم
چو آتش ترجمان من زبانه است
77
مکن بر عشق، آه بوالهوس حمل
که چون تیر هوایی بی نشانه است
88
ازان خورشید شد صائب جهانگیر
که از رخسار زرینش خزانه است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

