Toggle stanza 1
هر که از درد طلب شکوه کند نامردست
1

هر که از درد طلب شکوه کند نامردست

عشق دردی است که درمان هزاران دردست

2

کثرت خلق به وحدت نرساند نقصان

که علم غوطه به لشکر زده است و فردست

3

مهر و مه نور دهد تا نظر ما بیناست

چرخ در گرد بود تا سر ما در گردست

4

کوچه گردان جنون موج سرایی دارند

عشرت روی زمین رزق بیابانگردست

5

جرم ابنای زمان را ز فلک می دانیم

هر چه شب دزد نماید گنه شبگردست

6

مس طلا می شود از نور عبادت صائب

روی شبخیز چو خورشید ازان رو زردست

Sources

Persian text source: Ganjoor