غزل شمارهٔ 3617
Poet: Saib
Toggle stanza 1بر سر حرف، گر آن چشم فسون ساز آید
11
بر سر حرف، گر آن چشم فسون ساز آید
با نفس سوختگی سرمه به آواز آید
22
از غریبی به وطن می روم و می گویم
وقت آن خوش که به غربت ز وطن باز آید
33
ذوق کاوش اگر این است که من یافته ام
سینه کبک به عذر قدم باز آید
44
ساده دل را نبود بند خموشی به زبان
پرده پوشی کی از آیینه غماز آید؟
55
رگ جانم هدف نشتر الماس شود
ناخن ریشی اگر بر جگر ساز آید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

