غزل شمارهٔ 3810
Poet: Saib
Toggle stanza 1نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
11
نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
چنان که تیر شهاب از شتاب می سوزد
22
ز قید عقل در اقلیم عشق فارغ باش
که سایه در قدم آفتاب می سوزد
33
طراوت تو کند سبز تخم سوخته را
خوش آن کتان که درین ماهتاب می سوزد
44
ز خون سوختگان عشق مجلس افروزست
چراغ شعله به اشک کباب می سوزد
55
گلی که گریه گرم من است میرابش
ز شبنمش جگر آفتاب می سوزد
66
ازان زمان که لب از خون گرم من تر کرد
هنوز در جگر تیغ آب می سوزد
77
چنان که شهپر عقل از شراب آتشناک
ز آفتاب رخ او نقاب می سوزد
88
مرا جدایی او سوخت، وقت شبنم خوش
که در مشاهده آفتاب می سوزد
99
اگرچه در دل دریاست جای من صائب
ز تشنگی جگرم چون سراب می سوزد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

