غزل شمارهٔ 1453
Toggle stanza 1نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست
11
نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست
شررآمیز بود شعله چو خس بسیارست
22
دل بی وسوسه از گوشه نشینان مطلب
که هوس در دل مرغان قفس بسیارست
33
هر قدم اری و هر خار زبان ماری است
آفت دامن صحرای هوس بسیارست
44
بر تهیدستی ما خنده زدن بیدردی است
به کنار آمدن از بحر ز خس بسیارست
55
باعث رنجش ما یک سخن سرد بس است
دل چون آیینه را نیم نفس بسیارست
66
ناقه و محمل و لیلی همه بی آرامند
اثر شعله آواز جرس بسیارست
77
از تماشای گهر نعل در آتش دارد
ورنه در سینه غواص نفس بسیارست
88
بر جگرسوختگانی که درین انجمنند
سینه گرم مرا حق نفس بسیارست
99
از بدان فیض محال است به نیکان نرسد
حق بیداری دزدان به عسس بسیارست
1010
در پی قافله ز افسانه غفلت صائب
نتوان خفت که آواز جرس بسیارست
Sources
Persian text source: Ganjoor

