Toggle stanza 1
میخانه ای که شوق تو باشد مدام او
1

میخانه ای که شوق تو باشد مدام او

دایم به زور باده زند دور، جام او

2

سنگ ملامتی که به هم بشکند ترا

چون کعبه واجب است به جان احترام او

3

طومار درد و داغ عزیزان رفته است

این مهلتی که عمر درازست نام او

4

رحم است بر کسی که شود خرج مردگان

چون حافظ مزار سراسر کلام او

5

در هر سری که هست تمنای گلرخی

از بوی گل پری زده گردد مشام او

6

در هر دلی که عشق الهی کند نزول

چون کعبه جای کسب هوا نیست بام او

7

صائب بس است قسمت من خون دل ز عشق

دست که می رسد به می لعل فام او؟

Sources

Persian text source: Ganjoor