غزل شمارهٔ 1639
Poet: Saib
Toggle stanza 1ناز بیماری ازان چشم گرانخواب گرفت
11
ناز بیماری ازان چشم گرانخواب گرفت
جوهر تیغ ازان موی میان تاب گرفت
22
طاق ابروی تو شد زرد ز دود دل من
آتش از سینه قندیل به محراب گرفت
33
می کند شیشه می جلوه فانوس امشب
آتش از لعل که یارب به می ناب گرفت؟
44
خنده صبح قیامت نکند بیدارش
هر که را حیرت روی تو رگ خواب گرفت
55
نیست در خانه خرابی کسی از ما در پیش
گرد ویرانی ما راه به سیلاب گرفت
66
ره به اسرار نهان از دل روشن بردیم
دزد خود را دل ما در شب مهتاب گرفت
77
کعبه و بتکده را سنگ نشان می گیرد
هر که را شوق عنان دل بیتاب گرفت
88
شد ولی نعمت ارباب تجرد صائب
هر که در راه طلب ترک خور و خواب گرفت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

