غزل شمارهٔ 3265

Toggle stanza 1
خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد
1

خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد

زلف شب در نظرش سنبل و ریحان گردد

2

دلم آشفته ز جمعیت یاران گردد

همچو سی پاره که در جمع پریشان گردد

3

می شود فاختگان را خط آزادی سرو

در ریاضی که نهال تو خرامان گردد

4

هرکه چون شانه کند دست درازی با زلف

تخته مشق دو صد زخم نمایان گردد

5

می دهد دست نوازش دل ما را تسکین

بحر ساکن اگر از پنجه مرجان گردد

6

می دهد رخنه لب زود سر سبز به باد

جای رحم است بر آن پسته که خندان گردد

7

دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است

که اگر باز ستانند دو چندان گردد!

8

از تماشای رخت حیرت صائب افزود

طوطی از آینه هر چند زبان دان گردد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor