غزل شمارهٔ 443

Toggle stanza 1
مده از دست در پیری شراب ارغوانی را
1
مده از دست در پیری شراب ارغوانی را
شراب کهنه از دل می برد یاد جوانی را
2
ندامت چون لبم را در ته دندان نفرساید؟
چو گل در خنده کردم صرف، ایام جوانی را
3
چه خون ها می خورم در پرده دل تا نگه دارم
ز چشم سوزن نامحرم این زخم نهانی را
4
به عاشق می دهی تعلیم جان دادن، چه بی دردی!
چراغ صبح می داند طریق جان فشانی را
5
زبون کش نیستم چون باد صبح از پرتو همت
وگرنه یاد می دادم به شمع آتش زبانی را
6
به امیدی که چون باد بهار از در درون آیی
چو گل در دست خود داریم نقد زندگانی را
7
عجب دارم که بردارد به تن عذر مرا صائب
به جان آزرده ام از خویشتن آن یار جانی را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

به‌هستی انقطاعی نیست از سر سرگرانی را

نفس باشد رگ خواب پریشان زندگانی را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 168

فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را

به غلتانی رساند آب درگوهر روانی را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 170

عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی را

مهی مریخ‌چشم ارزد‌، چراغ آن جهانی را

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 56

بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را

من از ذوق حضوری طول دادم داستانی را

Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 51

در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را

پس از مدت شنیدم نغمه های ساربانی را

Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 60

به پایان محبت یاد می آرم زمانی را

که دل عهد وفا نابسته دام دلستانی را

Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 23

پس از کشتن به خوابم دید نازم بدگمانی را

به خود پیچد که هی هی دی غلط کردم فلانی را

Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 24

کجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را

به قدر روز محشر طول دادی هر زمانی را

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 58

به عصیان مگذران زنهار ایام جوانی را

مکن صرف زمین شور، آب زندگانی را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 442

به آهی می توان از خود برآوردن جهانی را

که یک رهبر به منزل می رساند کاروانی را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 444

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor