غزل شمارهٔ 3781
Poet: Saib
Toggle stanza 1علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد
11
علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد
به آب، آینه را بی غبار نتوان کرد
22
اگرچه تشنه فریب است موجهای سراب
مرا به جلوه دنیا شکار نتوان کرد
33
کنار بام حوادث مقام راحت نیست
تلاش مرتبه اعتبار نتوان کرد
44
چو آب و آینه از سادگی درین گلزار
نظر سیاه به نقش و نگار نتوان کرد
55
فریب شمع چو پروانه خورده ام بسیار
مرا به چرب زبانی شکار نتوان کرد
66
اگر به حال جگر تشنگان نپردازد
ملامت گهر آبدار نتوان کرد
77
ز آب گوهر نیکی به ابر برگردد
به جان مضایقه با تیغ یار نتوان کرد
88
مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع
که از بهار قناعت به خار نتوان کرد
99
چنین که تیغ مکافات در زبان بازی است
صدا بلند درین کوهسار نتوان کرد
1010
خضاب، پرده پیری نمی شود صائب
به مکر و حیله خزان را بهار نتوان کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

