Toggle stanza 1
بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو
1

بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو

کباب کرد مرا درد و داغ فرقت تو

2

ازین زیاده توقف مکن که نزدیک است

که جان من سفری گردد از اقامت تو

3

هر آنچه میرود از دیده گر ز دل برود

چرا زیاده ز دوری شود محبت تو؟

4

زم صحبت تو من از عمر کامیاب شدم

کنم چگونه فراموش، حق صحبت تو؟

5

رسیده بود به لب جان هجردیده من

گرفت دامن جان را امید رجعت تو

6

چو گریه باده گره در گلوی شیشه شده است

ز بس که هست گلوگیر درد فرقت تو

7

ز حرف سرد ملامتگران نیندیشد

سری که گرم شد از باده محبت تو

8

درازتر ز شب هجر، نامه ای باید

که خامه شرح دهد شوق بی نهایت تو

9

من آن زمان چو قلم سر ز سجده بردارم

که طی چو نامه شود روزگار فرقت تو

10

چو گوی در خم چوگان حادثات افتد

سری که دور شود از رکاب دولت تو

11

ز حکم تیغ قضا سر نمی توان پیچید

وگرنه کیست جدایی کند ز حضرت تو

12

زبان ز عهده تقریر برنمی آید

اگر خموش بود صائب از شکایت تو

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 6514 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood