غزل شمارهٔ 6956
Toggle stanza 1ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
کوه الم از دامن صحرای تو سنگی
در دشت خطرناک تو هر خار سنانی
از بحر پرآشوب تو هر موج نهنگی
گردون سراسیمه و این خاک گرانسنگ
در کوچه سودای تو دیوانه و سنگی
در راه تمنای تو ارباب طلب را
عمر ابد و مرگ، شتابی و درنگی
صحرایی سودای تو هر نافه بویی
سودایی صحرای تو هر لاله رنگی
برقی که ازو طور به زنهار درآید
از نرگس مژگان تو رم خورده خدنگی
با شوخی چشم تو رم چشم غزالان
در دیده روشن گهران آهوی لنگی
موجی که بود سلسله جنبان تلاطم
با شوخی مژگان تو همچون رگ سنگی
یاقوت ز شرم لب رنگین سخن تو
چون چهره خجلت زده هر لحظه به رنگی
از حسن پر از شیوه آن کان ملاحت
قانع نتوان گشت به صلحی و به جنگی
از بار شکوه تو بود خامه صائب
چون سبزه نورسته نهان در ته سنگی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی
ای خاک برآن سرکه نیرزید به سنگی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2744
دارد به من دلشده امشب سرجنگی
گلبرگ کمانی پر طاووس خدنگی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2746
در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
از بوی به بویی برد از رنگ به رنگی
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 550
Sources
Persian text source: Ganjoor

