غزل شمارهٔ 3444
Poet: Saib
Toggle stanza 1گر صفای حرم کعبه ز زمزم باشد
گر صفای حرم کعبه ز زمزم باشد
زمزم کعبه دل دیده پر نم باشد
تا نبندی ز سخن لب، نشود دل گویا
نطق عیسی ثمر روزه مریم باشد
دست حرص از دل سودازدگان کوتاه است
دانه سوخته از مور مسلم باشد
برگ عیش از چمن سبز فلک چشم مدار
که گلش کاسه دریوزه شبنم باشد
چون سبک دست تواند به جهان افشاندن؟
دست هرکس به ته سنگ ز خاتم باشد
همه دانند که مطلب ز دعا آمین است
زلف اگر بر خط شبرنگ مقدم باشد
می خلد در دل مغرور مرا چون سوزن
بخیه زخمم اگر رشته مریم باشد
صائب آنان که به گفتار سرآمد شده اند
خصم خود را نپسندند که ملزم باشد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
نشوم کشته در آن شهر که ماتم باشد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 174
سازم آن می نمکآلود که بیغم باشد
افگنم مشک در آن حقه که مرهم باشد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 221
نقد روشنگُهران در گرهِ غم باشد
سور این طایفه در حلقهٔ ماتم باشد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3445
Sources
Persian text source: Ganjoor

