غزل شمارهٔ 1001

Toggle stanza 1
گوش گیران قفس را نکهت گلشن بس است
1
گوش گیران قفس را نکهت گلشن بس است
دیده کنعانیان را بوی پیراهن بس است
2
ظلمت شب های غم را لشکری در کار نیست
این سیاهی را فروغ باده روشن بس است
3
عقل بیجا می کند پا از گلیم خود دراز
ذره را میدان جولان دیده روزن بس است
4
از تنزل می توان دادن فلک را خاکمال
خاکساری سد راه جرأت دشمن بس است
5
سیلیی خاموش سازد طفل بازیگوش را
عقل دعوی دار را یک رطل مرد افکن بس است
6
چون نباشد دل به جای خود، زره دام بلاست
اهل جرأت را لباس جنگ، پیراهن بس است
7
نیست صائب دیده ما بر فروغ عاریت
بی کسان را شمع بالین دیده روشن بس است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor