غزل شمارهٔ 5520
Poet: Saib
Toggle stanza 1نبرد از سینه جام باده گلرنگ زنگارم
نبرد از سینه جام باده گلرنگ زنگارم
هلال منخسف شد صیقل از آیینه تارم
نهفتم در رگ جان کفر را چون شمع، ازین غافل
که خواهد از گریبان سر برون آورد زنارم
به زور بردباریها به خود هموار می سازم
درشتی می کند چون آسیا هر کس که در کارم
به آب روی خود از گوهرم قانع درین دریا
رهین منت خود گو مکن ابرگهر بارم
از آن هر روز آب گوهر من بیش می گردد
که گردد آب از شرم تهیدستی خریدارم
کنم در نوبهاران صرف برگ و بار خود صائب
خزان را نیست رنگ از باددستیها زگلزارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به زور شعلهٔ آواز حسرت گرم رفتارم
چو شمع از ناتوانی بال پرواز است منقارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2136
ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارم
چکد آیینهها بر خاک اگر مژگان بیفشارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2142
فسرده در غبار دهر چون آیینه زنگارم
به خواب دیده اکنون سایه پیداکرد دیوارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2144
نیایم سوی تو هر چند سوزد شوق دیدارم
که با اغیار همدم دیدنت طاقت نمی آرم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 595
کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
در آن کویی که می خوردم گرو شد کفش و دستارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1413
Sources
Persian text source: Ganjoor

