Toggle stanza 1
ز بس به کشتن من تیغ مایل افتاده است
1

ز بس به کشتن من تیغ مایل افتاده است

هزار مرتبه در پای قاتل افتاده است

2

چو گردباد به گرد سر زمین گردم

که به افتادگی من مقابل افتاده است

3

به بال همت گردون نورد من بنگر

به این مبین که مرا رخت در گل افتاده است

4

هزار مرحله از کعبه است تا در دل

دلت خوش است که بارت به منزل افتاده است

5

غرض ز صحبت دریا کشاکش است چو موج

وگرنه گوهر تمکین به ساحل افتاده است

6

زبان شمع مگر مصرعی ز صائب خواند؟

که باز شور قیامت به محفل افتاده است

Sources

Persian text source: Ganjoor