غزل شمارهٔ 3601
Poet: Saib
Toggle stanza 1راه مقصود طی از آبله پا نشود
11
راه مقصود طی از آبله پا نشود
گره از رشته به دندان گهر وا نشود
22
محفل آرای سخن را طرفی در کارست
طوطی از آینه بی واسطه گویا نشود
33
عشرت روی زمین در گره دلتنگی است
غنچه تا سر به گریبان نکشد وا نشود
44
می رسند اهل سخن از قلم آخر به نوال
خار این نخل محل است که خرما نشود
55
رهرو بادیه عشق و تأمل، هیهات
سیل هرگز گره سینه صحرا نشود
66
پاک گردید ز داغ کلف آیینه ماه
صفحه سینه ما نیست مصفا نشود
77
دل از اندیشه فردای قیامت خون است
صحبت خلق همان به که مثنی نشود
88
جوهر آینه شد موج شکستن صائب
هیچ غماز ندیدیم که رسوا نشود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

