Toggle stanza 1
خط از لب لعل گهرافشان تو گل کرد
1

خط از لب لعل گهرافشان تو گل کرد

یا خضر ز سرچشمه حیوان تو گل کرد

2

چشم تو شد از گریه مستانه گهرریز

یا خون من از نشتر مژگان تو گل کرد

3

پردر پر هم بافت چو خط گرد دهانت

حرفی که ز لعل گهرافشان تو گل کرد

4

در شوره زمین تخم فشاند چمن آرا

تا آن خط ریحان ز نمکدان تو گل کرد

5

هر غنچه دهانی چو زر گل به گره بست

هر نکته که از غنچه خندان تو گل کرد

6

از خون دلم شانه چو سرپنجه مرجان

رنگین شد واز زلف پریشان تو گل کرد

7

از زلف شد آن طرف بناگوش نمایان

صبح وطن از شام غریبان تو گل کرد

8

روشن گهری پرده در راز نهان است

از چشم تو می خوردن پنهان توگل کرد

9

در پرده شب جام چو خورشید کشیدن

چون صبح ز دستار پریشان توگل کرد

10

شبهای درازی که به صحبت گذراندی

از کوتهی شمع شبستان توگل کرد

11

در پرده هر آن جرعه که چون ابر کشیدی

یک یک ز عذار عرق افشان توگل کرد

12

دل باز کند صحبت یاران موافق

در خلوت دل غنچه پیکان توگل کرد

13

بود از نظر خلق نهان خاک مزارم

چون سرو ز برچیدن دامان توگل کرد

14

از سینه هرکس که دل خونشده گم شد

چون تکمه گوهر ز گریبان توگل کرد

15

چون غنچه به دل خرده رازی که نهفتم

آخر ز شکر خنده پنهان توگل کرد

16

از کاوش مژگان تو وا شد گره دل

این غنچه لب بسته به دوران توگل کرد

17

از گریه شادی ز جگر شست سیاهی

هر لاله که از خاک شهیدان توگل کرد

18

یک بار کند هر ثمری گل ز لطافت

در هر نظری سیب زنخدان توگل کرد

19

صائب چمن از زمزمه عشق تهی بود

این نغمه جانسوز به دوران توگل کرد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4368 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood