غزل شمارهٔ 1991
Toggle stanza 1چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
11
چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
بر آفتاب روی که گرم نظاره است؟
22
از داغ تازه ای که به دست تو دیده ام
چون لاله در کفم جگر پاره پاره است
33
ما می رویم در دهن شعله چون نسیم
چنگ گریز، کار سپند و شراره است
44
از دست و پا زدن نیم آزاد زیر چرخ
یک دم، چو طفل شوخ که در گاهواره است
55
از ره عنان بتاب که کارت به خیر نیست
دامن کش توکل اگر استخاره است
66
بر نقش پای مور به آهستگی خرام
زنجیر فیل مست مکافات، پاره است
77
شور حوادثم نجهاند ز خواب خوش
چندان که نازبالشم از سنگ خاره است
88
صد کاروان اشک گذشت و خبر نیافت
صائب ز بس به روی تو گرم نظاره است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

