غزل شمارهٔ 403
Toggle stanza 1ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گه از می تلخ میکن آن دو لعل شکرافشان را
که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4
برو، ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را
مرا بگذار تا میبینم آن سرو خرامان را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 65
شدی پیر و همان در بند غفلت میکنی جان را
به پشت خم کشی تا کی چو گردون بار امکان را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 133
عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
کهبینایی چو چشمازسرمهممکن نیستمژگان را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 134
هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
به روی خندهٔ مردم مکش چاکگریبان را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 136
رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
فروبُرّید ساعدها برای خوب کنعان را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 58
نوید التفات شوق دادم از بلا جان را
کمند جذبه طوفان شمردم موج طوفان را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 15
غمت در بوته دانش گدازد مغز خامان را
لبت تنگ شکر سازد دهان تلخ کامان را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 17
نظر کن در ترازو داری آن خورشید تابان را
اگر در پله میزان ندیدی ماه کنعان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 400
به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را
غبار خط لب بام است این خورشید تابان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 401

