غزل شمارهٔ 2190
Toggle stanza 1در موج پریشانی ما فاصله ای نیست
11
در موج پریشانی ما فاصله ای نیست
امروز به جمعیت ما سلسله ای نیست
22
فریاد که اسباب گرفتاری ما را
چون حلقه زنجیر ز هم فاصله ای نیست
33
بی دیده بینا چه گل از خار توان چید؟
رحم است به پایی که در او آبله ای نیست
44
موقوف به وقت است سماع دل عارف
هر روز در اجزای زمین زلزله ای نیست
55
از ظرف حریفان نتوان سر به در آورد
در بزم شرابی که تنک حوصله ای نیست
66
بوی گل و باد سحری بر سر راهند
گر می روی از خود، به ازین قافله ای نیست
77
صائب ز سر زلف سخن دست ندارد
هر چند به جز گوشه ابرو صله ای نیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

