غزل شمارهٔ 1848
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت
11
ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت
شکوفه روی زمین را به سیم خام گرفت
22
شدند سوخته جانان امیدوار آن روز
که داغ لاله به کف جام لعل فام گرفت
33
ز غنچه، مستی بلبل دو روز بیش نبود
سزای آن که ز نو کیسه زر به وام گرفت!
44
تهی است جیب و کنارش ز دور باش حیا
اگر چه هاله به بر ماه را تمام گرفت
55
نمی توان به نظر کرد عشق را تسخیر
محیط را نتواند کسی به دام گرفت
66
چرا به حال غریبان نمی کنی اقبال؟
ترا که صبح بناگوش رنگ شام گرفت
77
سپهر سفله نگردد حجاب، قسمت را
صدف ز آب گهر در محیط کام گرفت
88
فغان که گریه شادی نمی تواند شست
حلاوتی که لب قاصد از پیام گرفت!
99
شکستگی نرسد خامه ترا صائب!
که از تو کار سخن رونق تمام گرفت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

