Toggle stanza 1
دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفت
1

دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفت

فغان که آب شد آیینه و جلا نگرفت

2

نیامد از ته حرف شکوه ام به زبان

شرر ز آتش آسوده ام هوا نگرفت

3

کجا به مردم بیگانه انس می گیرد؟

رمیده ای که سلامی ز آشنا نگرفت

4

ز چشم، کاسه دریوزه سیر چشمی من

به رنگ بی بصران پیش توتیا نگرفت

5

ز مد عمر، نصیبش سیاهکاری بود

کسی که سرخط مشق جنون ز ما نگرفت

6

شود به باد کجا حکم او روان چون آب؟

سبکروی که هوا را به زیر پا نگرفت

7

بس است سایه تیر تو استخوان مرا

مرا به زیر پر و بال اگر هما نگرفت

8

کجا رسدبه گریبان مدعا صائب؟

که دست کوته ما دامن دعا نگرفت

Sources

Persian text source: Ganjoor