Toggle stanza 1
آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
1

آن روی آتشین که جگرها کباب اوست

نور و صفای شمع و گل از آب و تاب اوست

2

در چهره گشاده صبح بهار نیست

فیضی که در گشودن بند نقاب اوست

3

در هیچ دیده آب نخواهد گذاشتن

این روشنی که با رخ چون آفتاب اوست

4

از دور باش غیر ندارم شکایتی

هر شکوه ای که هست مرا از حجاب اوست

5

روز حساب اگر چه ندارد نهایتی

کوته به پرسش ستم بی حساب اوست

6

از ضعف اگر چه ما به زمین نقش بسته ایم

جان نفس گسسته ما در رکاب اوست

7

یک مو ز پیچ و تاب میان تو کم نشد

هر چند پیچ و تاب من از پیچ و تاب اوست

8

گر دیگران به لطف و به احسان مقیدند

صائب اسیر شیوه ناز و عتاب اوست

Sources

Persian text source: Ganjoor