Toggle stanza 1
درد می را به من خاک نشین بگذارید
1

درد می را به من خاک نشین بگذارید

از پی خیر بنایی به زمین بگذارید

2

نقش امید در آیینه نماید خود را

هرکجا پای نهد یار، جبین بگذارید

3

قفل غمهای جهان را بود از صبر کلید

دست چون غنچه به دلهای غمین بگذارید

4

روز والاگهران می شود از نام سیاه

دامن نام ز کف همچو نگین بگذارید

5

نور از آینه بر خاک سکندر بارد

اثری گر بگذارید چنین بگذارید

6

خاکساری است نگهدار دل روشن را

پاس این گنج گهر را به زمین بگذارید

7

ما به شور از شکرستان جهان خرسندیم

این نمک را به جگرهای حزین بگذارید

8

لاغری دیده بد را زره داودی است

فربهی را به گهرهای سمین بگذارید

9

پیش سیلاب گرانسنگ فنا چون صائب

سد آهن ز سخنهای متین بگذارید

Sources

Persian text source: Ganjoor