غزل شمارهٔ 530
Poet: Saib
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: یربراوردمرا
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا
11
عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا
بی کسی از دهنِ شیر برآورد مرا
22
بود از تیغِ زبان در تهِ شمشیرم جای
خامشی از تهِ شمشیر برآورد مرا
33
کوهِ آهن به دلم بود ز آمیزشِ خلق
وحشت از حلقهٔ زنجیر برآورد مرا
44
از غضب در دهنِ شیر مجاور بودم
ترکِ خشم از دهنِ شیر برآورد مرا
55
بودم از زورِ جنون موجهٔ دریای سراب
لنگرِ عقل زمینگیر برآورد مرا
66
خامشی به ز حدیثی که به پایان نرسد
کثرتِ شکوه ز تقریر برآورد مرا
77
بودم از گردِ خجالت به ته خاک نهان
عرقِ شرم ز تقصیر برآورد مرا
88
پیش ازین نالهٔ من داشت اثر در دلِ سنگ
کثرتِ ناله ز تأثیر برآورد مرا
99
دست شستم ز میِ کهنه به صد خونِ جگر
خامیِ محتسب از پیر برآورد مرا
1010
دل گرفت از سرِ غفلت گلی از نو در آب
سیلِ چندان که ز تعمیر برآورد مرا
1111
ناخن سعی مَفَرسای که این عقدهٔ سخت
گرد از پنجهٔ تدبیر برآورد مرا
1212
کرد شیرین سخنی تلخ به من خاموشی
خارخارِ شکر از شیر برآورد مرا
1313
فکرِ بیرون شد ازان زلف خیالی است مَحال
دوریِ راه ز شبگیر برآورد مرا
1414
گرچه شد از شبِ آن زلف، پریشان خوابم
این قدر شد که ز تعبیر برآورد مرا
1515
نعمتی کاش به اندازهٔ خواهش میداشت
آن که از چشم و دلِ سیر برآورد مرا
1616
پای در دامنِ تسلیم و رضا پیچیدن
صائب از کوششِ تدبیر برآورد مرا

