Toggle stanza 1
سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم
1

سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم

مردم از بس که پی آتش سودا رفتم

2

منم آن سیل که صد بار شدم زیر و زبر

تا از این وادی خونخوار به دریا رفتم

3

سرمه گردید نفس در جگر سوخته ام

تا به کنه دل خود همچو سویدا رفتم

4

می زدم جوش طرب در دل خم چون می ناب

به چه تقصیر به پیمانه و مینا رفتم؟

5

عرق سعی به مقصود رسانید مرا

بر بساط گهر از آبله پا رفتم

6

این زمان راه به پای دگران می سپرم

من که صد بادیه را سلسله بر پا رفتم

7

(جلوه گل نزند راه تماشای مرا

من که از کار ز حسن چمن آرا رفتم)

8

(درد عشق است خداداد، و گر نه صد بار

من بیچاره به دریوزه دلها رفتم)

Sources

Persian text source: Ganjoor