غزل شمارهٔ 5612
Toggle stanza 1سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم
11
سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم
مردم از بس که پی آتش سودا رفتم
22
منم آن سیل که صد بار شدم زیر و زبر
تا از این وادی خونخوار به دریا رفتم
33
سرمه گردید نفس در جگر سوخته ام
تا به کنه دل خود همچو سویدا رفتم
44
می زدم جوش طرب در دل خم چون می ناب
به چه تقصیر به پیمانه و مینا رفتم؟
55
عرق سعی به مقصود رسانید مرا
بر بساط گهر از آبله پا رفتم
66
این زمان راه به پای دگران می سپرم
من که صد بادیه را سلسله بر پا رفتم
77
(جلوه گل نزند راه تماشای مرا
من که از کار ز حسن چمن آرا رفتم)
88
(درد عشق است خداداد، و گر نه صد بار
من بیچاره به دریوزه دلها رفتم)
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

