غزل شمارهٔ 635

Toggle stanza 1
ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
1
ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
که چون شراب برون داده راز پنهان را
2
به باد دست، کلید خزانه را مسپار
مده به دست صبا زلف عنبرافشان را
3
مکن به ماه نو ابروی یار را تشبیه
چه نسبت است به محراب طاق نسیان را؟
4
درازدستی اهل هوس ز گستاخی
به ماه مصر گوارا نمود زندان را
5
ز لطف و قهر تو مهرم نمی شود کم و بیش
که پشت و رو نبود آفتاب تابان را
6
گره به جبهه آیینه وار خویش مزن
مکن به طوطی خوش حرف تنگ، میدان را
7
اگر تو دامن خود را به دست ما ندهی
ز دست ما نگرفته است کس گریبان را
8
ز بس که خلق تنک مایه اند از انصاف
به سیم قلب نگیرند ماه کنعان را
9
بر آن گروه حلال است دعوی همت
که چین جبهه شمارند مد احسان را
10
کباب حسن گلوسوز تشنگی گردم!
که سرد بر دل من کرد آب حیوان را
11
جدا نمی شود از هم، دو دل یکی چو شود
نمی توان ز دل ما کشید پیکان را
12
غلط به کاغذ ابری کنند دیده وران
فشرد بس که فلک ابرهای احسان را
13
در آن سری که بود خارخار شوق، کند
چو گردباد به یک پای طی، بیابان را
14
ز ناقصان بصیرت بلندپروازی
سر از دریچه برون کردن است کوران را
15
خرید خون خود از ناز نعمت الوان
فشرد بر جگر خویش هر که دندان را
16
ز آه دل نگشاید که از گشاد خدنگ
دل گرفته نگردد شکفته پیکان را
17
سخن به مردم فهمیده عرض کن صائب
به شوره زار مکن صرف، آب حیوان را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

رخ چو عید تو دل برد بهر قربان را

ازین نشاط به یکجا دو عید شد جان را

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 107

به مصر و شام که گیرند وقف را به تمام

قضات اگر چه نباشند مستحق آن را

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 1

به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم

که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 3

به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را

بس است آب دهن آسیای دندان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 631

احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را

گرفت خیل پری در میان سلیمان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 632

بهار شد که ببندند در گلستان را

شکوفه پنبه شود گوش باغبانان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 633

لبت به خون جگر شسته روی مرجان را

خط تو ساخته خس پوش، آب حیوان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 634

بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را

که سهم شیر نگهبان بود نیستان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 636

ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را

که چشم شیر نگهبان بود نیستان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 637

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor