غزل شمارهٔ 4118
Toggle stanza 1شرم از نگاه آن گل سیراب می چکد
11
شرم از نگاه آن گل سیراب می چکد
زان تیغ الحذر که ازو آب می چکد
22
زان چشم پر خمار می ناب می چکد
زان خانه الحذر که ازو آب می چکد
33
از سروبوستانی اگر آب می چکد
ناز از خرام آن گل سیراب می چکد
44
از روی تازه گل اگر آب می چکد
زان روی لاله رنگ می ناب می چکد
55
تا خون آرزو نشود خشک در جگر
خامی از این کباب چو خوناب می چکد
66
سیری زآب نیست جگرهای تشنه را
کی خون ما ز خنجر سیراب می چکد
77
سوراخ میکند جگر سنگ خاره را
خونابه ای که از دل بیتاب میچکد
88
بیداری من است که چون چشم مست یار
گاهی ازوخمار وگهی خواب می چکد
99
امروز نیست چشم مرا اشک لاله گون
زین زخم عمرهاست که خوناب می چکد
1010
در کوی میکشان نبود راه بخل را
اینجا زدست خشک سبو آب می چکد
1111
نسبت به صبح عارض او سیل تیره ای است
آب صباحتی که زمهتاب می چکد
1212
بی چشم زخم مصرع رنگین صائب است
تیغ برهنه ای که ازو آب می چکد
Sources
Persian text source: Ganjoor

