غزل شمارهٔ 5725
Poet: Saib
Toggle stanza 1درین سفر که توکل شده است راهبرم
درین سفر که توکل شده است راهبرم
یکی است نسبت زنار و توشه با کمرم
چنان ربوده مرا لذت سبکباری
که تن به گرد یتیمی نمی دهد گهرم
سپهر نقطه پرگار شد ز حیرانی
همین منم که به پایان نمی رسد سفرم
چنین که در رگ من ریشه کرده خامیها
در آفتاب قیامت نمی رسد ثمرم
ز خانه دشمن من چون حباب می خیزد
نهان به پرده راز خودست پرده درم
درین ریاض من آن لاله سیه کارم
که آب خضر شود خون مرده در جگرم
چگونه خون نچکد از کلام من صائب
که موج اشک شکسته است شیشه در جگرم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سفید شد چو درخت شکوفه دار سرم
وز این درخت همین میوه غم است برم
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 17
تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
تبسمی کن و جان بین که چون همیسِپرَم
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 330
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم
برفت در همه عالم به بی دلی خبرم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 384
یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 385
مرا به صورت شاهد نظر حلال بود
که هرچه مینگرم شاهدست در نظرم
SaadiDivan-e AshʿarQitʿatقطعه شمارهٔ 13
نظر همی کنم ار چند مختصر نظرم
به چشم مختصر اندر نهاد مختصرم
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 112 - در نکوهش و ابراز نارضایی از خود
Sources
Persian text source: Ganjoor

