Toggle stanza 1
دل را جلا به دیده نمناک می کنم
1

دل را جلا به دیده نمناک می کنم

آیینه را به دامن تر پاک می کنم

2

دور نشاط نقطه به پرگار بسته است

سر را به کار حلقه فتراک می کنم

3

پاس صفای آیینه می دارم از غبار

جان را اگر ز تیغ تو امساک می کنم

4

بر هر زمین که می رسم، از پیچ و تاب خویش

دامی ز شوق صید تو در خاک می کنم

5

غافل نیم به مستی ازان قبله دعا

دستی بلند چون شجر تاک می کنم

6

دارم به اشک بی اثر خود امیدها

با آن که تخم سوخته در خاک می کنم

7

در باغ بی تو هر قدح خون که می خورم

دست و دهن به دامن گل پاک می کنم

8

هر چند عاقبت ثمر می ندامت است

خونی به نقد در دل افلاک می کنم

9

برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک

از سادگی نهفته به خاشاک می کنم

10

صائب ز ضعف تن نفسم می شود تمام

تا چون حباب پیرهنی چاک می کنم

Sources

Persian text source: Ganjoor