غزل شمارهٔ 5824
Toggle stanza 1دل را جلا به دیده نمناک می کنم
11
دل را جلا به دیده نمناک می کنم
آیینه را به دامن تر پاک می کنم
22
دور نشاط نقطه به پرگار بسته است
سر را به کار حلقه فتراک می کنم
33
پاس صفای آیینه می دارم از غبار
جان را اگر ز تیغ تو امساک می کنم
44
بر هر زمین که می رسم، از پیچ و تاب خویش
دامی ز شوق صید تو در خاک می کنم
55
غافل نیم به مستی ازان قبله دعا
دستی بلند چون شجر تاک می کنم
66
دارم به اشک بی اثر خود امیدها
با آن که تخم سوخته در خاک می کنم
77
در باغ بی تو هر قدح خون که می خورم
دست و دهن به دامن گل پاک می کنم
88
هر چند عاقبت ثمر می ندامت است
خونی به نقد در دل افلاک می کنم
99
برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک
از سادگی نهفته به خاشاک می کنم
1010
صائب ز ضعف تن نفسم می شود تمام
تا چون حباب پیرهنی چاک می کنم
Sources
Persian text source: Ganjoor

