غزل شمارهٔ 5923
Toggle stanza 1ما چاشنی بوسه ز دشنام گرفتیم
ما چاشنی بوسه ز دشنام گرفتیم
فیض شکر از تلخی بادام گرفتیم
دل صاف نمودیم به نیک و بد ایام
فیض دم صبح از نفس شام گرفتیم
ناکامی جاوید چو در کام جهان بود
از کام جهان دست به ناکام گرفتیم
در رهگذر سیل فنا خواب حرام است
رفتیم برون از فلک آرام گرفتیم
بر کنگره عرش ضرورست کمندی
چون شانه سر زلف دلارام گرفتیم
رفتیم ازین قلزم خونین به کناری
زین معرکه خود را به لب بام گرفتیم
دیدیم که پرگار فلک در کف ما نیست
چون نقطه درین دایره آرام گرفتیم
زهاد گرفتند ره گلشن فردوس
ما گردن مینا و لب جام گرفتیم
کردیم دل سنگدلان را به سخن نرم
از ریگ روان روغن بادام گرفتیم
در دست فلاخن نکند سنگ اقامت
ما زیر فلک بهر چه آرام گرفتیم؟
صائب ز سر میوه فردوس گذشتیم
تا بوسه تلخ از دهن جام گرفتیم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ما ترک رضای دل خودکام گرفتیم
در زاویه نیستی آرام گرفتیم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1264
تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 277
از صبر عنان دل خود کام گرفتیم
آن طایر وحشی به همین دام گرفتیم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5922
Sources
Persian text source: Ganjoor

