Toggle stanza 1
باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد
1

باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد

لرزه بر دست نگارین بهار اندازد

2

آب آیینه ز شرم خط او چون خس و خار

هر نفس جوهر خود را به کنار اندازد

3

شرم رخسار تو صد پرده خونین از گل

هر سر سال به رخسار بهار اندازد

4

زلف رخساره خورشید شود شبگیرم

شوق اگر سایه بر این مشت غبار اندازد

5

پیشگاه حرم و دیر گریبان چاک است

تا کجا غمزه او طرح شکار اندازد

6

گر مرا حوصله فقر نباشد چه عجب

که تهیدستی، آتش به چنار اندازد

7

کلک صائب چو گشاید گره از زلف سخن

تاب در نافه آهوی تتار اندازد

Sources

Persian text source: Ganjoor