غزل شمارهٔ 6911
Toggle stanza 1ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
عالم به دور زلف تو زنجیرخانهای
شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت
زین بیشتر چگونه کند سعی، دانهای؟
از هر ستاره چشم بدی در کمین ماست
با صدهزار تیر چه سازد نشانهای؟
چون سر برون برد به سلامت سپند ما؟
زین بحر آتشین که ندارد کرانهای
چون باد صبح رزق من از بوی گل بود
مرغ قفس نیم که بسازم به دانهای
عاشق کسی بود که درین دشت آتشین
پروانهوار خوش نکند آشیانهای
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاند
چون نی نمیزنم نفس بیترانهای
صائب فسردهایم، بیا در میان فکن
از قول مولوی غزل عاشقانهای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هرروز کآفتاب برآرد زبانهای
بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانهای
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1774
شبها من و خیال تو و کنج خانهای
با خود ز گفتوگوی تو هردم فسانهای
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 908
ای از جمال حسن تو عالم نشانهای
مقصود حسن توست و دگرها بهانهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2973
ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای
یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2986
ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانهای
وز قصر کبریای تو عرش آشیانهای
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 554
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

