غزل شمارهٔ 554
Toggle stanza 1ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانهای
ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانهای
وز قصر کبریای تو عرش آشیانهای
در تنگنای کوچهٔ شهر جلال تو
وسعت گه زمانه کمین کارخانهای
پروازگاه طایر صنعت کجا بود
جایی که دارد از دو جهان آشیانهای
نه توسن سپهر سراسیمه در رهت
تا حکمتت گرفته به کف تازیانهای
ذات تو قادرست به ایجاد هر محال
الا به آفریدن چون خود یگانهای
عفوت ثواب دشمن و حلمت گناه دوست
هر گام چیده عاطفت آب و دانهای
عرفی تمام معصیت اما به دست او
هست از عنایت تو عنان بهانهای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هرروز کآفتاب برآرد زبانهای
بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانهای
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1774
شبها من و خیال تو و کنج خانهای
با خود ز گفتوگوی تو هردم فسانهای
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 908
ای از جمال حسن تو عالم نشانهای
مقصود حسن توست و دگرها بهانهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2973
ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای
یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2986
ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
عالم به دور زلف تو زنجیرخانهای
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6911
Sources
Persian text source: Ganjoor

