غزل شمارهٔ 908
Toggle stanza 1شبها من و خیال تو و کنج خانهای
شبها من و خیال تو و کنج خانهای
با خود ز گفتوگوی تو هردم فسانهای
کردند عاشقان بحلت خونشان بریز
هردم چه حاجت است که جویی بهانهای
سوزد زبان خامه گه شرح اشتیاق
کز آتش غم تو برآرد زبانهای
خواهم عنان گرفتنت ای شهسوار حسن
باشد بدین بهانه خورم تازیانهای
اینک دلفگار من ای ترک تندخوی
بهر خدنگ غمزه چو خواهی نشانهای
تا جا گرفت خیل خیالت میان جان
غم رو نهاد سوی من از هر کرانهای
جامی چه اعتبار بر آن آستان ز تو
همچو تو صد گداست به هر آستانهای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هرروز کآفتاب برآرد زبانهای
بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانهای
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1774
ای از جمال حسن تو عالم نشانهای
مقصود حسن توست و دگرها بهانهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2973
ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای
یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2986
ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
عالم به دور زلف تو زنجیرخانهای
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6911
ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانهای
وز قصر کبریای تو عرش آشیانهای
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 554
Sources
Persian text source: Ganjoor

