غزل شمارهٔ 909
Poet: Jami
Toggle stanza 1ای تو را چون من به هر ویرانهای دیوانهای
ای تو را چون من به هر ویرانهای دیوانهای
پیش ماه عارضت شمع فلک پروانهای
محنت یعقوب از درد و غم من شمهای
قصه یوسف به دور خوبیت افسانهای
نقد جان و دل نه بهر خویش میخواهیم ما
صرف راه توست اگر داریم درویشانهای
گر به خالت دست بردم بیش پامالم مکن
مور مسکین را نشاید کشت بهر دانهای
خان و مان گر گشت ویران شکر کز اقبال عشق
بر سر کوی بلا داریم محنتخانهای
بیدلان را نیست ره در عشرتآباد وصال
بعد ازین ما و فراق و گوشه ویرانهای
جامی از یک جرعه جام غمت بیخود فتاد
وای اگر ساقی هجران پر دهد پیمانهای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بیتو دل در سینهام دارد جنون افسانهای
نالهام جغدی قیامت کرده در ویرانهای
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2652
پیش شمع نور جان دل هست چون پروانهای
در شعاع شمع جانان دل گرفته خانهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2789
گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانهای
با همه کس آشنا با ما چرا بیگانهای
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 383
ای ز روی آتشینت هر دل آتشخانهای
از لب میگون تو هر سینهای میخانهای
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6660
ای زمین از سبحه ذکر تو کمتر دانهای
از خرابات تو مهر گرمرو پیمانهای
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6661
شعله زد شمع جمال او ز دولتخانهای
گشت در هر دو جهان هر ذرهای پروانهای
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 746
Sources
Persian text source: Ganjoor

