Toggle stanza 1
سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند
1

سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند

سیل در بحر چرا یاد ز ویرانه کند؟

2

می شود جلوه بت راهنمایش به خدا

گر به اخلاص کسی خدمت بتخانه کند

3

از شبیخون نسیم سحر ایمن گردد

شمع پیراهن اگر از پر پروانه کند

4

خاک در کاسه خورشید کند جولانش

هر که را سلسله زلف تو دیوانه کند

5

بر دل سنگ خورد شیشه رعنایی سرو

در ریاضی که قدت جلوه مستانه کند

6

لنگر کشتی طوفان زده گوهر نشود

سنگ اطفال چه با شورش دیوانه کند؟

7

زاهد از گردش او نشأه ساغر یابد

چرخ اگر خاک مرا سبحه صد دانه کند

8

صائب از قید فلک می جهد آخر بیرون

تیر چون قصد اقامت به کمانخانه کند؟

Sources

Persian text source: Ganjoor