Toggle stanza 1
بهشت یک ورق از لاله زار دماغ من است
1

بهشت یک ورق از لاله زار دماغ من است

بهار برگ خزان دیده ای ز باغ من است

2

ز درد و داغ، بهاری است عشق شورانگیز

که سنبلش ز پریشانی دماغ من است

3

اگر به شیشه گردون کنند، می شکند

ز جوش عشق شرابی که در ایاغ من است

4

دلی که سوخت به داغ خلیل، می داند

که آتش دگران است عشق و باغ من است

5

اگر چه کنج لب یار را حلاوتهاست

کجا به چاشنی گوشه فراغ من است؟

6

غبار دیده یعقوب، سد راه شده است

وگرنه یوسف گم گشته در سراغ من است

7

دگر دل که خراشیده ام نمی دانم؟

که ناخن مه نو در کمین داغ من است

8

مرا چگونه کند صائب آسمان خس پوش؟

که نور روزن خورشید از چراغ من است

Sources

Persian text source: Ganjoor