Toggle stanza 1
صبح میخانه نشینان کف دریای می است
1

صبح میخانه نشینان کف دریای می است

شفق باده کشان چهره حمرای می است

2

تا سیه مست نگردیم پشیمان نشویم

ساحل توبه ما در دل دریای می است

3

با دلی چون دل شب، می روم از انجمنی

که گل صبح در او پنبه مینای می است

4

نیست جز باد به کف ساحل هشیاری را

صدف گوهر مقصد دل دریای می است

5

چاک در پیرهن یوسف عقل افکندن

چشمه کاری است که در دست زلیخای می است

6

زر به زر داد هر آن کس می گلرنگ خرید

زردرویی نکشیدن گل سودای می است

7

چه عجب غنچه تصویر شود شادی مرگ؟

در حریمی که نسیمش دم گیرای می است

8

برو ای عقل، کله گوشه همت مشکن

کاین قیامی است که بر قامت رعنای می است

9

چشم صائب ز تماشا قدح خون گردید

این چه رنگ است که با لاله حمرای می است

Sources

Persian text source: Ganjoor