Toggle stanza 1
پشت دست تو به از آینه روی گل است
1

پشت دست تو به از آینه روی گل است

گرد دامان تو جان بخش تر از بوی گل است

2

شوخی حسن، نگه را هوس آلود کند

رخنه باغ هر از خنده دلجوی گل است

3

می رسد بوی سپند از دل بلبل به مشام

تا دگر دیده گستاخ که بر روی گل است؟

4

از پریشان نظری حلقه بیرون درست

شبنم ما که چو آیینه به زانوی گل است

5

خوی گل مردم بیدرد ملایم دانند

ورنه بلبل کف خاکستری از خوی گل است

6

پیش چشمی که کند همچو هدف خود را جمع

خار تیری ز کمانخانه ابروی گل است

7

خاطر جمع ز آشفته دماغان مطلب

که پریشان سفری لازمه بوی گل است

8

بر سر گنج زند مار بر آتش خود را

بر حذر باش ازان خار که پهلوی گل است

9

چون نسیم سحری نیست قرارش صائب

هر که را نعل در آتش ز تکاپوی گل است

Sources

Persian text source: Ganjoor