Toggle stanza 1
هر که از تن پروری در کار کاهل گشته است
1

هر که از تن پروری در کار کاهل گشته است

دفتر ایجاد را چون فرد باطل گشته است

2

دست ناقابل و بال گردن و بار سرست

زحمت سر کم دهد دستی که قابل گشته است

3

از قساوت قابل تلقین چو خون مرده نیست

دل سیاهی کز نسیم صبح غافل گشته است

4

در سبکباری بود باد مراد این بحر را

کف خس و خاشاک را بسیار ساحل گشته است

5

قامت خم گشته را اصلاح کردن مشکل است

راست نتوان کرد دیواری که مایل گشته است

6

از حضور عاشقان دارد خبر در زیر تیغ

آیه رحمت به شان هر که نازل گشته است

7

رهنورد شوق را استادگی سنگ ره است

از سبکسیری به دریا سیل واصل گشته است

8

از عبادت سجده شکرست صائب طاعتم

چشم من تا آشنا با کعبه دل گشته است

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…