Toggle stanza 1
هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر
1

هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر

تاکه راافتد درین وادی به کف دامان خضر

2

بی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیست

می دهد یادازخجالت جلوه پنهان خضر

3

قسمت آیینه از آب روان جز زنگ نیست

رزق اسکندر نگردد چشمه حیوان خضر

4

سعی در تعمیر دیوار یتیمان کن که شد

ایمن ازسیل فنا زین رهگذربنیان خضر

5

دستگیری فیضها دارددرین ظلمت سرا

تا به دامان قیامت می کشد دوران خضر

6

تا نگرددسبز در جوی توآب زندگی

خشک بگذر زینهار از چشمه حیوان خضر

7

تا چه باشد هستی ده روزه ماخاکیان

چون بنابر آب دارد عمر جاویدان خضر

8

می کنم داغ عزیزان زندگی راناگوار

آه افسوسی است مد عمر بی پایان خضر

9

آه کز بیمایگی در دفتر ایجاد نیست

مد احسانی بغیر ازعمر جاویدان خضر

10

سبز گردد کشت امیدش زآب زندگی

هرکه شد صائب درین مهمانسرا مهمان خضر

Sources

Persian text source: Ganjoor