غزل شمارهٔ 4099
Toggle stanza 1تا بهله محرم کمر آن نگار شد
تا بهله محرم کمر آن نگار شد
دست ز کار رفته ام امیدوار شد
گویند چشم روشنی هم غزالها
هر جا که آن نگار به عزم شکار شد
هر خنده ای که کبک درین کوهسار زد
شد زخم چون به ناخن شاهین دچار شد
شد داغدار چهره ام از اشک آتشین
برگ خزان رسیده من لاله زار شد
دلخوش کنی نماند اسیران عشق را
هر جا غمی که بود مرا غمگسار شد
گلرنگ شد ز خون جگر پرده های دل
تا همچو بوی گل نفسم بی غبارشد
عالم به خاکروبی میخانه چشم داشت
این منزلت نصیب من خاکسارشد
سنگ ملامتم ز سلامت نگاهداشت
دشمن مرا ز دشمن دیگر حصار شد
دریک نفس رسید چوشبنم به آفتاب
آن را که ختم عمر به بوس وکنارشد
ته جرعه حیات مرا آب خضر گشت
از عمر آنچه صرف تماشای یار شد
صائب شدم به حاصل عزلت امیدوار
تا عنبر از محیط نصیب کنار شد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
سوسن چو ذوالفقار علی آبدار شد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 871
هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم
ساگن شدم ، میانهٔ دریا کنار شد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 218
هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد
در روز بد مرا دژم روزگار شد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 321
تا آفتاب رایت گل آشکار شد
از توبه شکسته جهان لاله زار شد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4098
Sources
Persian text source: Ganjoor

