Toggle stanza 1
چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟
1

چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟

داغ از میان سوختگان دست من گرفت

2

از چاک پیرهن چه قدر وا شود دلش؟

دستی که فال عیش ز چاک کفن گرفت

3

در نار باغ سینه حلاوت نمانده است

امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت

4

در سنگلاخ دهر چه پاسخت کرده ای؟

آیینه روشنی ز جلای وطن گرفت

5

صائب همین بس است که در سلک شاعران

طالب نمی کند به سخن های من گرفت

6

کلکم به یک صریر سواد سخن گرفت

بلبل به زور ناله سراسر چمن گرفت

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2100 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood