غزل شمارهٔ 5957
Toggle stanza 1ترم چون حباب از هوایی که دارم
11
ترم چون حباب از هوایی که دارم
که می ریزد از هم بنایی که دارم
22
امیدم به دست و پایی است، ورنه
چه کار آید از دست و پایی که دارم
33
به خورشید خواهد چو صبحم رساندن
دل ساده از مدعایی که دارم
44
نمانم به جا هیچ افتاده ای را
به منزل برم نقش پایی که دارم
55
بود استخوان روزیم گر جهان را
به دولت رساند همایی که دارم
66
سپندست کز جا جهد جا نماید
درین انجمن آشنایی که دارم
77
سخن می شود دلنشین زود صائب
اگر دل دهد دلربایی که دارم
Sources
Persian text source: Ganjoor

