Toggle stanza 1
ترم چون حباب از هوایی که دارم
1

ترم چون حباب از هوایی که دارم

که می ریزد از هم بنایی که دارم

2

امیدم به دست و پایی است، ورنه

چه کار آید از دست و پایی که دارم

3

به خورشید خواهد چو صبحم رساندن

دل ساده از مدعایی که دارم

4

نمانم به جا هیچ افتاده ای را

به منزل برم نقش پایی که دارم

5

بود استخوان روزیم گر جهان را

به دولت رساند همایی که دارم

6

سپندست کز جا جهد جا نماید

درین انجمن آشنایی که دارم

7

سخن می شود دلنشین زود صائب

اگر دل دهد دلربایی که دارم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور