غزل شمارهٔ 1856
Poet: Saib
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: ازیهمانبجاست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست
11
دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست
برچیده گشت مهره و بازی همان بجاست
22
روز قیامت و شب هجران به سر رسید
وین راه را چو زلف درازی همان بجاست
33
سودی نداد سلسله پردازی جنون
کز نقش پای، سلسله سازی همان بجاست
44
صد بار اگر چو ماه، مرا چرخ بشکند
خورشید را شکسته نوازی همان بجاست
55
هر چند سوخت عشق حقیقی دل مرا
دلبستگی به عشق مجازی همان بجاست
66
در ابر خط نهفته نشد آفتاب تو
روی ترا نظاره گدازی همان بجاست
77
هر چند حسن را ز ستم توبه داد خط
در چشم یار عربده سازی همان بجاست
88
آلوده شد ز لوث ریا دامن زمین
پاکی خرقه های نمازی همان بجاست
99
صائب چو شانه گرچه مرا دست خشک شد
با زلف یار دست درازی همان بجاست
Sources
Persian text source: Ganjoor

