غزل شمارهٔ 6324
Poet: Saib
Toggle stanza 1خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
به روی سبزه و گل همچو آب غلطیدن
جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار
که در بهشت حلال است باده نوشیدن
کنون که شیشه می مالک الرقاب شده است
ز عقل نیست سر از خط جام پیچیدن
دو نعمت است که بالاترین نعمتهاست
شراب خوردن و در پای یار غلطیدن
پیاله از کف ساقی به ناز می گیرم
درین بهار که دارد دماغ گل چیدن؟
به غیر عشق که هر روز سخت تر گردید
کدام کار که آسان نشد به ورزیدن؟
لباس شهرت شمع است جامه فانوس
به راز عشق محال است پرده پوشیدن
به اشک و آه اگر دسترس بود صائب
خوش است دامن شب را به دست پیچیدن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 393
میان باغ حرام است بی تو گردیدن
که خار با تو مرا به که بی تو گل چیدن
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 465
مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن
چه دل گشایدم از گرد باغ گردیدن؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6322
زکات صحت جسم است خسته پرسیدن
نگاهبانی عمرست پیش پا دیدن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6323
Sources
Persian text source: Ganjoor

